1078
  • بخش : متن و اس ام اس داستان و رمان ارسال :تاريخ: دوشنبه 20 خرداد 1398
  • مردمی که به ندیدن عشق عادت دارند
    مردمی که به ندیدن عشق عادت دارند
    دختر دستش را بریده بود اندازه ای که نیاز به بخیه زدن داشت. 
    باشوهرش آمده بود. 
    وقتی خواست روی تخت دراز بکشد شوهرش نشست و سرش را روی پاهایش گذاشت. 
    تمام طول بخیه زدن دستش را گرفت و نازش را کشید و قربان صدقه اش رفت. 
    وقتی رفتند 
    هرکسی چیزی گفت
    یکی گفت زن ذلیل
    یکی گفت لوس، 
    یکی چندشش شده بود 
    و دیگری حالش بهم خورده بود!
    یادم افتاد به خاطره ای دور روی همان تخت. 
    خاطره ی زنی با سر شکسته که هرچه گفتم چطور شکست فقط گریه کرد و مردی که می ترسید از پاسخ زن. 
    زن آنقدر از بخیه زدن ترسیده بود که بازهم دست مرد را طلب می کرد و مرد آنقدر دریغ کرد که من کنارش نشستم و دستش را گرفتم و آرام در گوشش گفتم لیاقت دستانت بیشتر از اوست.
    اما وقتی آن ها رفتند کسی چیزی نگفت! هیچکس چندشش نشد و هیچ کس حالش بهم نخورد...
    همه چیز عادی بنظر آمد ....
    • من فکر کردم ما مردمی هستیم که به ندیدن عشق بیشتر عادت داریم تا دیدن عشق
    36
    میکده

    به نکات زیر توجه کنید

    • نظرات شما پس از بررسی و تایید نمایش داده می شود.
    • لطفا نظرات خود را فقط در مورد مطلب بالا ارسال کنید.
    • برای تبادل یا تبلیغات از تماس با ما استفاده کنید
    • نظرات پس از تائید مدیر انتشار پیدا میکند.
    نام
    ایمیل (منتشر نمی‌شود) (لازم)
    وبسایت
    :) :( ;) :D ;)) :X :? :P :* =(( :O @};- :B /:) :S
    نظر خصوصی
    مشخصات شما ذخیره شود ؟ [حذف مشخصات] [شکلک ها]
    کد امنیتیرفرش کد امنیتی
    خرید بلیط هواپيما, رزرو تور خارجی, بلیط چارتر
    سريال رالی ایرانی۲ سریال هیولا سریال سال های دور از خانه معرفی و تبلیغ کانال و گروه | tabneg الکسای ما

    موسسه بیماری های پوستی خاص

    کلیه حقوق محتوا محفوظ و مربوط به میکده می باشد . All Rights Reserved - © 2019